جمکران
20 بازدید
موضوع: هیأت و نجوم
نحوه تهیه : فردی
تعداد شرکت کننده : 0

- | المنجی – Almonji | - http://www.almonji.ir -

بنای مسجد مقدس جمکران، به دستور مستقیم امام زمان(عج)

ارسال شده در تاريخ مرداد ۲۶, ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۲ ب.ظ| مسير مطلب: اخبار,اندیشه,داخلی

حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا فوادیان در گفتگو با آینده روشن، گفت: مسجد مقدّس جمکران، روز هفدهم رمضان ۳۷۳ هجری به فرمان حضرت بقیّةاللَّه، أرواحنا فداه، در کنار روستای جمکران تأسیس شد و در حقیقت این مساله نیز با توجه به منابع بسیاری که در دسترس محققان و پژوهشگران اصیل وجود دارد، شکی وجود نداردوی افزود: تاریخچه‏ آن به دست شیخ صدوق (متوفّای ۳۸۱ هجری) در کتاب مونس الحزین بیان گردیده و کیفیّت نماز تحیّت مسجد و نماز استغاثه به حضرت بقیّةاللَّه، أرواحنا فداه، در ضمن آن آمده است.

 

این پژوهشگر مهدوی در ادامه تصریح کرد: آن چه مسلّم است، این است که این مسجد، بیش از یکهزار سال پیش به فرمان حضرت بقیّةاللَّه، أرواحنا فداه، در بیداری، – نه در خواب – تأسیس گردید و در طول قرون و اعصار، پناهگاه شیعیان و پایگاه منتظران و تجلّی‏گاه حضرت صاحب الزّمان علیه السلام بوده است.

وی گفت: علاّمه‏ میرزا حسین نوری، (متوفّای ۱۳۲۰ هجری) در کتاب ارزش‏مند نجم ثاقب – که به فرمان میرزای بزرگ، آن را تألیف کرد و میرزای شیرازی، در تقریظ خود، از آن ستایش فراوان کرد و نوشت: ((برای تصحیح عقیده‏ی خود، به این کتاب مراجعه کنند تا از لمعانِ انوار هدایت‏اش، به سر منزل یقین و ایمان برسند)) تاریخچه‏ی تأسیس مسجد مقدّس جمکران را به شرح زیر آورده است:
شیخ فاضل، حسن بن محمّد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، در کتاب تاریخ قم از کتابِ مونس الحزین فی معرفة الحقّ و الیقین – از تألیفات شیخ صدوق – بنای مسجد جمکران را به این عبارت نقل کرده است:
شیخ عفیف صالح حسن بن مُثله‏ی جمکرانی می‏گوید:
«شب سه‏شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان ۳۹۳ هجری،(۴) در سرایِ خود خفته بودم که جماعتی به درِ سرای من آمدند. نصفی از شب گذشته بود. مرا بیدار کردند و گفتند: (( برخیز و امر امام محمّد مهدی صاحب الزّمان(۵)، صلوات اللَّه علیه، را اجابت کن که ترا می‏خواند )).
حسن بن مثله می‏گوید: ((من، برخاستم و آماده شدم)). چون به درِ سرای رسیدم، جماعتی از بزرگان را دیدم. سلام کردم. جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جایگاه که اکنون مسجدِ ( جمکران ) است، آوردند.)).
چون نیک نگاه کردم، دیدم تختی نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالش‏های نیکو نهاده و جوانی سی‏ساله، بر روی تخت، بر چهار بالش، تکیه کرده، پیرمردی در مقابل او نشسته، کتابی در دست گرفته، بر آن جوان می‏خواند.
بیش از شصت مرد که برخی جامه‏ی سفید و برخی جامه‏ی سبز بر تن داشتند، بر گرد او روی زمین نماز می‏خواندند.
آن پیرمرد که حضرت خضر علیه السلام بود، مرا نشاند و حضرت امام علیه السلام مرا به نام خود خواند و فرمود: (( برو به حسن بن مسلم(۶) بگو: ((تو، چند سال است که این زمین را عمارت می‏کنی و ما خراب می‏کنیم. پنج سال زراعت کردی و امسال دیگرباره شروع کردی، عمارت می‏کنی. رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی، باید هر چه از این زمین منفعت برده‏ای، برگردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند.))
به حسن بن مسلم بگو: ((این جا، زمین شریفی است و حق‏تعالی این زمین را از زمین‏های دیگر برگزیده و شریف کرده است، تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‏ای! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبّه نشده‏ای! اگر از این کار بر حذر نشوی، نقمت خداوند، از ناحیه‏ای که گمان نمی‏بری بر تو فرو می‏ریزد.))
حسن بن مثله عرض کرد: ((سیّد و مولای من! مرا در این باره، نشانی لازم است؛ زیرا، مردم، سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی‏پذیرند .)).
امام علیه السلام فرمود: (( تو برو رسالت خود را انجام بده. ما، در این جا، علامتی می‏گذاریم که گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سیّد ابوالحسن، و بگو تا برخیزد و بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چند ساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند، و باقی وجوه را از رهق(۷) به ناحیه‏ی اردهال که ملک ما است، بیاورد، و مسجد را تمام کند، و نصفِ رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند.
مردم را بگو تا به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در این جا بگذارند: دو رکعت تحیّت مسجد، در هر رکعتی، یک بار (( سوره‏ی حمد )) و هفت بار سوره‏ی (( قل هو اللَّه احد )) [ بخوانند ] و تسبیح رکوع و سجود را، هفت بار بگویند.
و دو رکعت نماز صاحب الزّمان بگذارند، بر این نسق که در [ هنگام خواندن سوره‏ی ]حمد چون به (( إیّاک نعبد و إیّاک نستعین )) برسند، آن را صد بار بگویند، و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند. تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامی که نماز تمام شد، تهلیل (یعنی، لا إله إلاّ الله )(۸) بگویند و تسبیح فاطمه‏ی زهرا علیها السلام را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آل‏اش، صلوات اللَّه علیهم، بفرستند )). و این نقل، از لفظ مبارک امام علیه السلام است که فرمود:
فَمَنْ صَلاَّهُما، فَکَأَنَّما صَلّی‏ فِی الْبَیْتِ الْعَتیقِ ؛
هر کس، این دو رکعت [ یا این دو نماز ] را بخواند، گویی در خانه‏ی کعبه آن را خوانده است ..
حسن بن مثله می‏گوید: ((در دل خود گفتم که تو این جا را یک زمین عادی خیال می‏کنی، این جا مسجد حضرت صاحب الزّمان علیه السلام است.)).
پس آن حضرت به من اشاره کردند که برو!
چون مقداری راه پیمودم، بار دیگر مرا صدا کردند و فرمودند: (( در گلّه‏ی جعفر کاشانی – چوپان – بُزی است، باید آن بز را بخری. اگر مردم پول‏اش را دادند، با پول آنان خریداری کن، وگرنه پول‏اش را خودت پرداخت کن. فردا شب آن بز را بیاور و در این موضع ذبح کن. آن گاه روز چهارشنبه(۹) هجدهم ماه مبارک رمضان، گوشت آن بز را بر بیماران و کسانی که مرض صعب‏العلاج دارند، انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد.
آن بز، ابلق است. موهای بسیار دارد. هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه‏ی یک درهم، در دو طرف آن است که سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر آن است .)).
آن گاه به راه افتادم. یک بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: (( هفت روز یا هفتاد روز در این محلّ اقامت کن )).
حسن بن مثله می‏گوید: ((من، به خانه رفتم و همه‏ی شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد. نماز صبح خواندم و به نزد علی منذر رفتم و آن داستان را با او در میان نهادم.
همراه علی منذر، به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: ((به خدا سوگند که نشان و علامتی که امام علیه السلام فرموده بود، این جا نهاده است و آن، این که حدود مسجد، با میخ‏ها و زنجیرها مشخصّ شده است.))
آن گاه به نزد سیّد ابوالحسن الرّضا رفتیم. چون به سرای وی رسیدیم، غلامان و خادمان ایشان گفتند:
((شما از جمکران هستید؟)). گفتیم: ((آری.)). پس گفتند: (( از اوّل بامداد، سیّد ابوالحسن در انتظار شما است .))
پس وارد شدم و سلام گفتم. جواب نیکو داد و بسیار احترام کرد و مرا در جای نیکو نشانید. پیش از آن که من سخن بگویم، او سخن آغاز کرد و گفت: ((ای حسن بن مثله! من خوابیده بودم. شخصی در عالم رؤیا به من گفت:
(( شخصی به نام حسن بن مثله، بامدادان، از جمکران پیش تو خواهد آمد. آن چه بگوید، اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن که سخن او، سخن ما است. هرگز، سخن او را ردّ نکن .)). از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم.
حسن بن مثله، داستان را مشروحاً برای او نقل کرد. سیّد ابوالحسن، دستور داد بر اسب‏ها زین نهادند. سوار شدند. به سوی دِه (جمکران) رهسپار گردیدند.
چون به نزدیک دِه رسیدند، جعفر شبان را دیدند که گلّه‏اش را در کنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله، به میان گلّه رفت. آن بز که از پشت سرِ گلّه می‏آمد، به سویش دوید. حسن بن مثله، آن بز را گرفت و خواست پولش را پرداخت کند که جعفر گفت: (( به خدا سوگند! تا به امروز، من این بز را ندیده بودم و هرگز در گلّه‏ی من نبود، جز امروز که در میان گلّه، آن را دیدم و هر چند خواستم که آن را بگیرم، میسّر نشد. )).
پس آن بز را به جایگاه آوردند و در آن جا سر بریدند.
سید ابوالحسن الرّضا به آن محلّ معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را از او گرفت.آنگاه وجوه رهق را نیز از اهالی آن جا گرفتند و به ساختمان مسجد پرداختند و سقف مسجد را با چوب پوشانیدند.
سیّد ابوالحسن الرّضا، زنجیرها و میخ‏ها را به قم آورد و در خانه‏ی خود نگهداری کرد. هر بیمار صعب العلاجی که خود را به این زنجیرها می‏مالید، در حال، شفا می‏یافت.
ابوالحسن محمّد بن حیدر گفت: ((به طور مستفیض شنیدم، پس از آن که سیّد ابوالحسن الرّضا وفات کرد و در محلّه‏ی موسویان ( خیابان آذر فعلی ) مدفون شد، یکی از فرزندان‏اش بیمار گردید. داخل اطاق شده سرِ صندوق را برداشت زنجیرها و میخ‏ها را نیافت.))

فوادیان خاطرنشان کرد: منابع تأسیس مسجد مقدّس جمکران به فرمان حضرت صاحب الزّمان، بسیار است که نخستین کسی که این داستان را در کتاب خود آورده، ابوجعفر محمّد بن علی بن بابویه، مشهور به شیخ صدوق (متوفّای ۳۸۱ هجری) است، ایشان، مشروح آن را در کتاب مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین درج کرده است.

وی گفت: با توجّه به این که تأسیس این مسجد در عصر شیخ صدوق‏(ره) واقع شده، و ایشان در قم زندگی می‏کرد، طبعاً، همه‏ی جزئیات آن را بدون واسطه از حسن بن مثله، و سیّد ابوالحسن الرّضا و دیگر شاهدان عینی، شنیده و نقل کرده است؛ کتاب مونس الحزین، همانند ده‏ها اثر گران‏بهای دیگر شیخ صدوق، در طول زمان، از بین رفته و به دست ما نرسیده است.

این پژوهشگر مهدویت در خصوص منابع دیگر تاریخچه ساخت مسجد مقدس جمکران اظهارداشت: حسن بن محمّد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، صاحب کتاب گران سنگ تاریخ قم، شرح آن واقعه را از کتاب شیخ صدوق نقل کرده است؛ کتاب تاریخ قم در عصر شیخ صدوق، به سال ۳۷۸ هجری، در بیست باب به رشته‏ی تحریر در آمده است.

وی گفت: از دیگر مورخان و بزرگانی که این قول را در کتب خاص ذکر کرده اند می توان به  حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی،  محمّد باقر مجلسی، (متوفّای ۱۱۱۰ هجری)  سید نعمت‏اللَّه جزائری، صاحب أنوار نعمانیّه (متوفّای ۱۱۱۲ هجری) ترجمه‏ی فارسی آن را دیده و داستان تأسیس مسجد مقدّس جمکران را با خط خود، از آن استنساخ کرده است (بحار، ۵۳، ص ۲۵۴ ).
۶ – شاگرد فرزانه‏ی علاّمه مجلسی، میرزا عبداللَّه افندی، (متوفای ۱۱۳۰ هجری)، سیّد امیر محمّد اشرف، معاصر و شاگرد علاّمه مجلسی، صاحب کتاب فضائل السّادات (متوفّای ۱۱۴۵ هجری)،سیّد محمّد بن محمّد بن هاشم رضوی قمی، آقا محمّد علی کرمانشاهی، فرزند وحید بهبهانی، (متوفّای ۱۲۱۶ هجری)، میرزا حسین نوری، متوفّای ۱۳۲۰ هجری، اشارهک رد.

فوادیان در ادامه به ذکر کتاب هایی در خصوص تاریخچه ساخت مسجد مقدس جمکران پرداخت و تصریح کرد: جنة المأوی، چاپ بیروت، دارالمحجّة البیضاء، ۱۴۱۲ هجری، ص ۴۲ – ۴۶، بحار الأنوار، چاپ بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ هجری، ج ۵۳، ص ۲۳۰ – ۲۳۴، نجم ثاقب، چاپ تهران، علمیه‏ی اسلامیّه، بی‏تا، ص ۲۱۲ – ۲۱۵، کلمه‏ی طیّبه، چاپ سنگی، بمبئی، ۱۳۰۳ هجری، ص ۳۳۷، مستدرک الوسائل، چاپ قم، مؤسسه‏ی آل‏البیت‏علیهم السلام، ۱۴۰۷ هجری، ج ۳، ص ۴۳۲ و ۴۴۳، شیخ محمّد علی کچویی قمی (متوفّای ۱۳۳۵ هجری) مشروح آن را از کتاب‏های خلاصة البلدان، نجم ثاقب، کلمه‏ی طیّبه، در کتاب ارزش‏مند أنوار المشعشعین، چاپ قم، کتابخانه آیةاللَّه مرعشی، ۱۴۲۳ هجری، ج اوّل، ص ۴۴۱ – ۴۴۹ (چاپ سنگی ۱۳۲۷ هجری، جلد اوّل، ص ۱۸۴ – ۱۸۹ )، نقل کرده است، حاج شیخ علی یزدی حائری (متوفّای ۱۳۳۳ هجری) مشروح آن را در کتاب إلزام الناصب، چاپ بیروت، مؤسسه‏ی اعلمی، ۱۳۹۷ هجری، جلد دوم، ص ۵۸ – ۶۲، به نقل از محدّث نوری، از ترجمه‏ی تاریخ قم آورده است.

وی گفت: همه‏ی کسانی که بعد از محدّث نوری درباره‏ی تاریخ قم کتاب نوشته‏اند، مشروح داستان تأسیس مسجد مقدّس جمکران را از ایشان نقل کرده‏اند، شیخ محمّد حسن ناصر الشریعه، متوفّای ۱۳۸۰ هجری، در تاریخ قم، چاپ قم، مؤسسه‏ی مطبوعاتی دارالعلم، ۱۳۴۲ شمسی، ص ۱۴۷ – ۱۵۶، یکی از آن افراد است.

وی افزود: همه‏ علمای معاصر که در این رابطه کتاب نوشته‏اند، همانند علاّمه‏ی معاصر آیةاللَّه حاج شیخ محمّد غروی، در کتاب گران سنگ المختار من کلمات الإمام المهدی علیه السلام، چاپ قم، ۱۴۱۴ هجری، جلد یکم، ص ۴۴۰ – ۴۴۸، نیز به این واقعه اشاره کرده است.

فوادیان خاطرنشان کرد: در این اواخر، در کتاب‏های مستقل و مستندی به شرح و بسط داستان تأسیس مسجد مقدّس جمکران پرداخته شده است که از آن جمله می توان به تاریخ بنای مسجد جمکران، تاریخ مسجد مقدّس جمکران، تاریخچه‏ بنای مسجد جمکران، توجّه امام زمان به مسجد جمکران، توشه‏ی مسجد جمکران، در بارگاه منتظر، در حریم جمکران، سیمای مسجد جمکران، فیض حضور برای گمشدگان، مباحثی چند درباره‏ی مسجد جمکران، مسجد مقدس جمکران، مسجد جمکران المقدس، مسجد صاحب الزمان و معجزه‏ی مسجد جمکران اشاره کرد.

این پژوهشگر و مولف کتب مهدوی در ادامه با اشاره به سوءاستفاده بیگانگان و دشمنان فرهنگ انتظار و مهدویت از چاه عریضه مسجد مقدس جمکران گفت: عریضه نویسی در اسلام مردود نیست ولی در اینکه این چاه به خودی خود از قداستی برخوردار باشد، به هیچ وجه درست نیست اما وجود این چاه که ضرورتی هم برای مسجد و فرهنگ انتظار ندارد، امروز به عاملی برای تخریب کلیت مسجد تبدیل شده که مدیران این مسجد باید فکری برای این قضیه کنند.

وی گفت: دشمنان از هر ابزاری برای ضربه زدن به فرهنگ انتظار و به خصوص سمبل عینی این فرهنگ یعنی مسجد مقدس جمکران استفاده می کنند و هم اینک بهترین ابزار آنها برای سطحی خواندن اعتقاد مردم به مسجد و حضرت ولی عصر(عج)، بزرگ نمایی بیش از حد آنها در خصوص این چاه است.

مطالب مرتبط:


نشاني اين مطلب در وبسايت: http://www.almonji.ir/?p=884

برگرفته از وبسایت المنجی (www.Almonji.ir)