کتاب مفید
30 بازدید
تاریخ ارائه : 8/3/2013 1:12:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

تفسيري به امر و امضاي امام زمان

مرحوم آيت‌الله سيّد عبدالحسين طيّب صاحب تفسیری است که مورد عنایت وتوجه امام عصر است

مولف  در اصفهان در ميان طايفه‌اي از سادات، معروف به «ميرمحمّد صادقي» در سال 1272 ش، به دنیا امد و در سه سالگي به همراه پدر به كربلا رفت. انگيزه اين سفر معنوي بنا به نقل نزديكان آن بوده كه پدر ايشان نذر داشته كه نام فرزند خود را «عبدالحسين» بگذارد و مي‌خواسته كه در اوّلين فرصت «عَبْد» را به محضر مولا ببرد لذا در سفري دو ماهه پدر و پسر راهي كربلا شدند.

ایشان در دوازده سالگي پدر را از دست داده، امّا  با جديّت تمام در زادگاه خود ـ اصفهان ـ پي درس را مي‌گيرد ودر محضر عالماني وارسته مانند آيت‌الله سيد ابوالقاسم دهكردي، آيت الله سيد محمّد باقر دُرچه‌اي و برادر وي آيت‌الله سيد مهدي درچه‌اي ـ هر سه از مراجع تقليد اصفهان آن روز ـ و ديگر استادان به پايان مي‌رساند

 آن‌گاه براي تكميل تحصيلات و برخورداري از عنايات مولايش امير مؤمنان (ع)، عازم نجف مي‌شود و در آن جا، بنابر آن چه كه خود در پايان جلد ششم تفسيرش آورده، به تأييد بيشتر بزرگان و عالمانِ نام‌آور آن حوزه ديرينه موفق به اخذ درجه اجتهاد مي‌گردد، كه نام شماري از آنان به همراه تصوير اجازه‌يشان، در پايان جلد ششم تفسير مورد اشاره آمده است.

سیره ایشان، دنياگريزي و دوري از رياست، و از سویی دیگر مسئوليّت پذيري و عمل به وظيفه، بودایشان می گوید:

«در بازگشت از نجف، آقايان زيادي در قم به من پيشنهاد مي‌كردند كه در قم بمانم و درس و بحث را شروع كنم، ولي من احساس مي‌كردم، حوزه قم كمبودي ندارد و آقايان زيادي مشغول تدريس هستند. به اين جهت پيشنهاد آقايان را نپذيرفتم و عرض كردم: فكر مي‌كنم براي اصفهان مفيدتر باشم كه آن‌جا نياز بيشتري نسبت به قم احساس مي‌شود. بعد از مخالفت من، بعضي از آقايان فرمودند: اگر شما در قم بمانيد و حوزه درس تشكل دهيد، بعد از مدّتي در مرجعيّت شما ترديدي نخواهد بود و مَرجع خواهيد شد» من عرض كردم: من هيچ‌گاه داعيّه مرجعيّت درس نخوانده‌ام، من با انگيزه‌ خدمت و پذيرش مسئوليّت درس خوانده‌ام.»

در پاسخ من، بعضي از آقايان اين عبارت را به كار بردند: «در اصفهان، علم شما دفن مي‌شود. امّا من به اين عبارت اعتقادي نداشتم و به جهت ارائه خدمات ديني، تبليغي و ارشادي به اصفهان برگشتم.»

مرحوم آيت‌الله طيّب بنابر نقل نزديكان وي، سالي چهارده مرتبه قرآن را ختم مي‌كردند و در ماه محرّم و صفر مقيّد بودند كه هر روز زيارت عاشورا را با آداب كامل بخوانند و همچنين هر شب قبل از «نماز شب» زيارت چهارده معصوم را مي‌خوانده‌اند.

مرحوم آيت‌الله طيّب در مصاحبه با مجلّه حوزه، انگيزه نگارش اين تفسير را چنين فرموده‌اند:

نگارش تفسير را تقريباً از سال 1341 به صورت مداوم شروع كردم، علت نگارش هم، سفارش حضرت حجّت ـ ارواحنا فداه ـ بود كه در عالم رؤيا به حقير داشتند و به بنده امر فرمودند كه اين تفسير را بنگارم. از آن زمان من بدون وقفه به نگارش آن مشغول شدم، آخرين جلد آن ـ يعني جلد چهاردهم ـ در سال 1359 ش. منتشر شد كه به اين ترتيب تأليف اين دوره تفسير هيجده سال به طول انجاميد.

آن مرحوم رؤياي خود و تشرّفش را به محضر امام زمان ، دوبار؛ يك بار كوتاه و سربسته و ديگر بار با تفصيل بيشتري در مقدّمه و اخر تفسير خود آورده‌ ومی نویسد:

دير زماني بود كه در خاطرم خطور مي‌كرد كتابي در تفسير قرآن بنگارم. روي اين انديشه حوزه‌هاي تفسيري تشكيل داده و جزوه‌هاي متفرّقي در اين باره به رشته تحرير درآورده بودم امّا از طرفي کوتاهی وکمی همت و استعداد و اشتغالات درسي  و گرفتاري‌هاي دنيوي مرا از اقدام به اين امر، منع، بلكه مأيوس مي‌كرد تا اين كه در شب سه شنبه، پنجم جمادي‌الثاني سال 1380 ق. مطابق با 22 آبان‌ماه 1339 ش. در محضر بعضي از علماي اعلام به مجلس سوگواري حضرت صدّيقه طاهره(ع) موفق شده و در ضمن توسّل حالتِ وجدي در خود ديدم، از آن جا به منزل مراجعت نموده و در عالم رؤيا خدمت ثامن‌الحُجَج(ع) و حضرت ولي عصر(عج) مُشرّف شده و پس از مذاكراتي كه بين آن دو بزرگوار راجع به زُوّار شد، حضرت بقيّه‌الله پس از عناياتي و رضايت خاطرنسبت به حقير، مرا امر به نوشتن تفسيري فرمود و وعده نُصرت به من دادند. بعد از آن كه از خواب بيدار شدم، صدْقِ رؤياي من ظاهر شده و وعده‌ نُصرت حضرتش تحقق يافته و من به نگارش و تأليف اين كتاب، به ياري خداوند متعال و تاييدات حضرت حجّت (ع) با تمام كوشش و اهتمام اقدام نمودم و چون در تفسير آيات قرآن از احاديث و بيانات خاندان نبوّت، استفاده نمودم و حقّاً كه بيانات ايشان بهترين و پاكيزه‌ترين بيانات در تفسير قرآن بوده و می باشد لذا اين كتاب را « اطيبُ البيان في تفسير القرآن ناميدم و اين هديه ناقابل را حضور ولي‌عصر (ع) تقديم مي‌نمايم.»[1]

مرحوم آيت‌الله طيّب در پايان تفسير خود همين بشارت و رؤياي صادقه را با تفصيل بيشتري به منظور تابش نور ولايت در قلوب دوستان و شيعيان، به همراه رؤيايي ديگر در تائيد اين تفسير از ناحيه مقدّسه(ع) چنين آورده است:

«شب جمعه‌اي بود در عالم رؤيا در كنار نهر «بابا حسن» در اصفهان، در محلّه «بيدآباد» ماشيني ايستاده بود كه راننده آن را نديدم. در آن ماشين حضرت ثامن‌الحُجج ـ امام رضا (ع) ـ در طرف ديوار تشريف داشتند و حضرت بقيّه‌الله(ع) در طرف نهر ـ در ماشين ـ جلوس فرموده بودند. ميان اين دو بزرگوار، جواني خُردسال، با كلاه نشسته بود كه ايشان را نشناختم. ...

آن گاه حضرت بقيه‌الله(ع) به جدّ بزرگوارشان [امام رضا(ع)] اظهار كردند: « زُوّار شما زياد شده‌اند و حوائج همه آن‌ها را بخواهيم روا كنيم، مشكل است» حضرت رضا(ع) فرمودند: «مانعي ندارد».

آن گاه حضرت بقيّه‌الله(ع) از ماشين پياده شده، دست حقير را گرفته، به مدرسه «ميرزا مهدي» كه در همان مكان واقع است، تشريف آوردند، و به من فرمودند: «حجره تو كدام است؟» من حُجره وسط مقابل رو را نشان دادم. در اين هنگام من به حضرت عرض كردم: «سئوالي دارم».

ايشان اجازه سئوال دادند، و من عرض كردم: «آيا شما از من راضي هستيد؟» فرمودند: «بله! چون ترويج دين مي‌كني.»

بعد در خدمت حضرت بقيّه الله(ع) به  «مسجد سيّد». آمديم در آن جا امام(ع) فرمودند: «من سابقاً كتابي در عقايد منتشر كردم و فعلاً مي‌خواهم كتابي در تفسير بدست يكي از شماها بنويسم، خوب است به تو محوّل كنم، فعلاً هزار تومان وَجهش موجود است». حقير از خواب، فرحناك بيدار شدم و تصميم به نوشتن تفسير گرفتم.

‍[درباره بخش اوّل سخن امام(ع) كه فرمودند: «من سابقاً كتابي در عقايد نوشتم و منتشر كردم»] [2]خلاصه از شدّت خوشحالي صبح همان جمعه، جلسه‌اي در يكي از منازل داشتم كه درباره عقايد و اخلاق سخن مي‌گفتم، در آن جلسه خواب [دوشين] خود را عنوان كردم. [بلافاصله] صاحب منزل هزار تومان آورد.

من عرض كردم «اين مبلغ را كاغذ بخريد تا در اين تفسير مصرف كنم». ايشان هم از تهران كاغذ خريد و حقير در مدّت ده سال چيزي حدود هفت جلد آن را نوشتم.»

شبي دوباره در عالم رؤيا خدمت حضرت بقيّه‌الله ـ روحي له الفداء ـ مشرّف شدم و به ايشان عرض كردم: «آيا اين تفسير مورد رضايت خاطر شما هست؟» فرمودند: «بله» عرض كردم: «پس امضا بفرماييد.»

حضرت يك نقطه پاي آن تفسير گذاردند. حقير ديدم كه از آن نقطه، نور متصاعد مي‌گردد. لذا با كمال جرئت و بانگ بلند مي‌گويم، هم نوشتن اين تفسير به امر مبارك حضرت بقيه‌الله(ع) بوده و هم به امضاي آن حضرت رسيده است[3] نكاتى كه از اين مطالب ميتوان استفاده نمود.

 1- امام عصر(ع) به جلسات عقايد و توحيد و تفسير علاقه‌مندند.

2- ترويج  دین در نظر مباركشان اهميت دارد كه  فرمودند رضايت من براى ترويج است.

3- اين خانواده اصول كرمند و كرم موقعى اطلاق ميشود كه بخششى كه ميفرمايند بواسطه لياقت و استحقاق طرف نباشد صرفا بخشش باشد لذا بزرگواريشان اجازه نميدهد كه زوارشان دست خالى برگردند لذا اشاره شد كه برآوردن تمام حوائج زوار مانعى ندارد چه عنايتى بزوارشان دارند متقابلا مقتضى است كه زوار هم مراعات ادب را بنمايند از اينكه بدون اذن دخول وارد نشوند و احترام از زوار محترم را مراعات كنند و بالجمله كارى كه سبب اذيت آن بزرگوار است انجام ندهند و سعى كنند كه كارهاشان سبب رضايت و خوشنودى آن بزرگواران باشد.[4]


[1] - مقدمه اطيب‌البيان، ج 1، صص 3 - 1

[2] - بعضي از علماي اعلام فرمودند: مراد كتاب حكم الطيّب است كه ایشان نوشته‌ و منتشر كرده‌اند.

[3] - برای اطلاع بیشتر ر.ک: . دانش‌نامه قرآن، ج 2 ، ص 1417و مجله حوزه، ش 33،ص 37ومقاله ای در این رابطه در ماهنامه موعود شماره 71 به قلم عبدالحسين تركي امده است

[4] - تفسیر اطیب البیان ج۱۴ ِصص۲۷۹-۲۸۱